تاريخچه تبليغات در جهان و ايراني
آنچه كه امروز به عنوان تبليغات نو و جديد مي شناسيم، ريشه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم در كشور ايالات متحده دارد. اما به طور كلي براي تبليغات اعم از سياسي يا تجاري مي توان سه دوره تاريخي قبل از انقلاب گوتنبرگ و اختراع و تكميل ماشين چاپ در سال 1450 را در نظر گرفت.
1- دوره علايم تجاري در زمان هاي گذشته افتخار و غروري كه استادكاران داشتند، منجر به استفاده تبليغاتي از آن به شكل علامت يا علامت هاي مشخص، شده است. به طور مثال آنان براي موضوعاتي مانند كاسه، كوزه سفالي و.... علامت خود را حك مي كردند. بدين ترتيب شهرت آنان دست به دست و زبان به زبان مي گشت و خريداران هنگام خريد به علايم تجاري توجه مي كردند.
2- نشانه ها و تبليغ روي ديوارها
وسيله ديگر تبليغات، جملاتي بود كه روي سنگ و ديوارهاي جنب محلي كه اجناس مختلف به فروش مي رسيد نوشته مي شد و از اجناس و كالا تمجيد و تحسين مي كرد. نظير آن را مي توان تبليغات ديوارها و تابلوهاي بالاي مغازههاي امروزي ذكر كرد. به طور مثال كاوشهايي كه در شهر بمبئي آمده نشان داده است كه در هر دكان كوچكي يك نوشتهاي روي ديوار جنب در ورودي مغازه داشته است.
3- جارچيهاي شهر
در دوران گذشته به ويژه در يونان، جارچيهاي عمومي وظيفه اطلاعرساني را انجام ميدادند، آنان اخبار مهم و وقايع مورد علاقه مردم را انتشار و بابت آن كارمزد مي گرفتند. آنان حتي اتحاديهاي نيز تشكيل داده بودند اما بعد از 1450 و اختراع ماشين چاپ به وسيله يوهان گوتنبرگ به تدريج و تقريباً طي 300 سال تمام اروپا تحت تأثير اين صنعت قرار گرفت. با بسط و گسترش مطبوعات در اواسط قرن هفدهم، تبليغات به صورت جديدي براي اطلاع افراد باسواد رشد و كم كم شروع به پيشرفت كرد.
بسط و توسعه چاپ روز به روز بر تعداد روزنامه ها و مجله ها افزوده شد و اولين روزنامه در ايالات متحده به نام بوستون نيوزلتر در سال 1690 چاپ شد و در سال 1914 قريب 15 هزار روزنامه و مجله در اين كشور منتشر شد.
سرانجام پس از پيدايش راديو و ارسال اولين پيام به وسيله ماركني در سال 1895 كم كم تبليغات جاي خود را در رسانه جديد گشود و اولين راديو تجاري به نام كاكا در شهر پيترزبورگ واقع در ايالات پنسيلوانيا راهاندازي شد و بعدها شبكه عظيمي مانند A.B.C در سال 1926 تأسيس شد، پس از خاتمه جنگ جهاني دوم در سال 1945 تبليغات از طريق تلويزيون آغاز شد و به سرعت گسترش يافت.
در فاصله بين سالهاي 1890 و دهه 1920 شاهد تغييرات عمدهاي در صنعت تبليغات بازرگاني و آثار اجتماعي آن بوديم. تا قبل از 1890 توجه مؤسسات تبليغي تنها معطوف به بازار فروش كالا يا متن رسانه هاي مناسب و كوشش در متقاعد كردن صاحب شغلي است كه بايد براي آنها تبليغ مي شد. بعد از سال 1890 تبليغات حاكي از گسترش دامنه خلاقيت و نقش مشاغل شد.
تبليغات بازرگاني با به كار بردن شگردهاي مختلف ارايه شد و با استفاده از قلمهاي مختلف و صفحه آراييهاي مختلف و غيره به راه چند سويهاي براي اقناع مخاطبان تبديل شد.
تاريخچه تبليغات در ايران
تاريخچه تبليغات در ايران را مي توان به طور كلي بر دو دوره تاريخي تقسيم كرد:
الف: دوره باستان ب: دوره عصر جديد الف: تبليغات دوره باستان كه به طور كلي تحت تأثير كشاورزي و ويژگيهاي آن ميباشد يك نوع ارتباطات شفاهي است و مانند ساير كشورهاي ديگر باستان علايم تجاري، ديوار نوشتهها و جارچيها مهمترين شيوه هاي پيامرساني و آگهي به شمار مي روند.
ب: عصر جديد با ورود دستگاه چاپ به ايران و انتشار اولين روزنامه (كاغذ اخبار) در عصر قاجاريه، اندك اندك آگهي هاي تجاري نيز به نشريات راه يافتند. بدين ترتيب آگهي در رسانههاي جمعي ايران از ديواركوب شروع شد و به نشريه هاي ادواري، كتاب، سينما، راديو و سرانجام تلويزيون راه يافت.
اولين روزنامهاي كه مبادرت به درج آگهي كرد روزنامه وقايع اتفاقيه در سال 1267 شمسي بود.
در عهد قاجار، آگهي، حداقل سه نام داشت ابتدا اعلانها و اشتهارنامه كه قبول عامه نيافته است سپس اعلان كه مصدر باب افعال است به معني آشكار شدن و علني ساختن است و به دنبال تشكيل فرهنگستان ايران در سال 1314 واژه آگاهي جايگزين اعلان شد اما سرپاس مختاري رييس وقت اداره كل شهرباني طي نامهاي از رياست وزرا درخواست كرد كه چون كلمه آگاهي براي تأمينات اداره كل شهرباني تعيين شده است به تمام وزارتخانهها و دواير دولتي دستور صادر شود كه از استعمال كلمه آگاهي به جاي اعلان خودداري نمايند، لذا از اين پس آگهي جاي آگاهي را گرفت.
ظهور كانونهاي آگهي و تبليغاتي
اولين كانون آگهي در سال 1316 با عنوان كانون تبليغاتي زيبا به مدير مسؤولي حمزه نعمتي راه اندازي شد و نخستين مؤسسه تبليغاتي ايران است كه به طور رسمي به عضويت اتحاديه مؤسسات تبليغاتي انگلستان و اتحاديه بينالمللي تبليغات ايالات متحده درآمد و در سال 1319 شمسي اداره كل تبليغات و انتشارات توسط عيسي صديق در خانه سيدالعراقين تأسيس شد و به دنبال آن بايد شروع فعاليت تبليغات تجاري به معني واقعي را سال 1325 دانست چنانكه در سال 1337 هجري شمسي در تهران 18 كانون آگهي مشغول فعاليت بودند.
تبليغات در ايران از دهه 42 تا 52 بر محور سياست هاي اقتصادي رژيم در معرفي كالاهاي مصرفي و رويدادهاي روبنايي زندگي متمركز بود. از اواسط سال هاي 42 تحت تأثير اين شرايط جديد پس از قيام مردمي 15 خرداد، آن سال دولت به تمركز برنامههاي تبليغاتي و توسعه امكانات ارتباطي توجه خاصي پيدا كرد. به همين دليل در اواخر همان سال وزارت اطلاعات تأسيس شد و به دنبال آن اقدام براي ايجاد تلويزيون دولتي كه در آغاز سازمان تلويزيون ملي ايران ناميده شد و چند سال با ادغام راديو در آن، عنوان سازمان راديو تلويزيون ملي ايران به خود گرفت، شروع شد.
در پي اين تحولات سازمانهاي تبليغاتي به منظور حفظ و حمايت از حقوق خود و تحكيم اصول همكاري بين افراد صنف و به منظور بهبود وضع خود، اتحاديهاي به نام «اتحاديه دارندگان سازمان هاي تبليغاتي»، تشكيل شد. قابل ذكر است اولين جشنواره فيلم هاي تبليغاتي نيز در سال 1349 در شيراز برگزار شد.
كانونهاي آگهي و تبليغاتي پس از انقلاب اسلامي
با پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 فعاليت شركت هاي تبليغاتي عملاً به نوعي متوقف شد. ولي با اين وجود در سال 1358 شوراي انقلاب با تصويب آييننامه تأسيس و نظارت بر نحوه كار و فعاليت كانونهاي آگهي و تبليغاتي بر فعاليت جديد كانونهاي تبليغاتي صحه گذاشت، اما اين اقدام حركت جديدي را به تناسب ميزان و وضعيت فعاليت آنان در قبل از انقلاب موجب نشد، چون ساختار عمده اقتصاد ايران بر محور كالاهاي مصرفي تحت مشاركت يا سرمايهگذاري شركتهاي خارجي واقع بود و بخش عمدهاي از كالاهاي مصرفي كه قابليت توليد در داخل كشور را نداشتند از خارج وارد مي شد، عملاً دستخوش تغيير شدند و نوعي توقف حاصل شد.
سالهاي 1357 تا 1359 شور و شوق انقلابي سراسر كشور را فرا گرفته بود و از نظر روان شناسي يك نوع بينيازي به لحاظ شعارهاي اوليه انقلاب بين مردم وجود داشت، اين بينيازي از مسايل اقتصادي با ارايه روحيه همكاري به تعاون، مساعدت، كمك و اطمينان و اعتماد به آينده بهتري، معني پيدا مي كرد كه اين موضوع منجر به كم رنگ شدن فعاليتهاي تبليغاتي شد و به دنبال آن با شروع جنگ تحميلي عمده فعاليت و نظر رسانههاي داخلي بر محور اخبار مربوط به دفع تهاجم دشمن و حفظ كشور شد، در اين دوران با نگرش خاص احزاب، سازمانها و گروههاي مختلف كشور روي اين رويداد مهم، فضاي جامعه بر فضاي بدون تبليغات بازرگاني مبدل شد و تبليغات به طور طبيعي در اختيار جنگ قرار گرفت.
تبليغات بازرگاني پس از جنگ تحميلي
با خاتمه جنگ تحميلي و با آغاز دوران سازندگي و رشد فعاليتهاي اقتصادي در سال هاي 70 – 69 تبليغات تجاري افزايش چشمگير و قابل توجهي يافت به طوري كه در مدت دو سال، توجه مسؤولان معاونت امور مطبوعاتي و تبليغاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را بخود معطوف كرد و اين معاونت نيز از سال 1372 امر ساماندهي فعاليت كانونهاي تبليغاتي را مطابق وظايف قانوني خود در دستور كار قرار داد و بر اين اساس اداره كانون هاي تبليغاتي تشكيل و موظف به ساماندهي موضوع تبليغات بازرگاني و امور مربوط به آن شد.
نگاهي به فعاليتهاي اداره كانونهاي آگهي و تبليغات بازرگاني
اداره كانون هاي تبليغاتي پس از تشكيل، ابتدا نسبت به شناسايي كانونهاي فعال كه به طور غيرقانوني در سطح كشور به ويژه تهران فعاليت داشتند، اقدام نمود. اين اداره در اولين گام با اعلام موجوديت و پذيرش تقاضا براي صدور مجوز، بيش از هفتصد كانون را مورد شناسايي قرار داد و با تكيه بر اهداف فرهنگي نظام جمهوري اسلامي ايران به سر و سامان دادن آنها پرداخت. در حال حاضر صدور مجوز فعاليت براي كانونهاي آگهي توسط اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استانها انجام ميشود.
طي اين سالها اداره كانونهاي آگهي و تبليغات بازرگاني با تدوين دستورالعملهاي پيشنهادي و ارسال آن به كميته مركزي سازمانهاي تبليغاتي (كه عاليترين مرجع رسيدگي به امور تبليغات بازرگاني كشور است) پس از تصويب برخي دستورالعملها در كميته مذكور و ارسال اين مصوبات و آييننامهها به وزارتخانهها و مراجع ذيربط، سعي در ملتزم نمودن مؤسسات تبليغاتي به رعايت مفاد قانوني آييننامه و سياست هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي داشته است.
هم اكنون اداره كانون هاي آگهي و تبليغات بازرگاني كه بخشي از اداره كل تبليغات و اطلاعرساني معاونت مطبوعاتي و اطلاعرساني است براي ايجاد هماهنگي دقيق و اعمال منظم سياستها اقدام به جمعآوري آمار و اطلاعات قابل اعتماد از كميت و كيفيت شركتهاي تبليغاتي كرده است چنانكه از سال 1373 تا پايان سال 1384 طبق آمار بدست آمده در مجموع 3564 هزار كانون تبليغاتي در سراسر كشور مشغول فعاليت هستند.
روابطعمومي به عنوان يك هنر و فن كه جنبههاي علمي و عملي آن از اوايل نيمه قرن بيست به تدريج شكل گرفت گرچه برمبناي نيازها و ضرورتهاي جامعه صنعتي روبه رشد غرب به پيدايش درآمد اما پيش از آن نيازمند اشتياق و انديشه خلاق افراي براي فعاليت در عرصه افكار عمومي و اجتماعي براي امتناع و ترغيب بوده است.
بيش از 50 سال فعاليت و پايداري روابطعمومي همراه با افت و خيزهاي پيشرو در ايران امروزه فضاي نويني را همگام با توسعه سياسي و اقتصادي و ضرورتهاي جوامع در حال گذار به محك تجربه كشيده است.
خواهي نخواهي پيشرفت دانستنيهاي انسان پيرامون محيط فعال انساني كه در آن دانش روابطعمومي يكي از مؤلفههاي پايدار كنوني براي فعاليت، اقدام و توسعه در اين محيط است و آميخته با فن صنعت تبليغات به ويژه در حوزه توليد و خدمات گام برميدارد، ضرورت آموزشهاي نو به نو به عنوان مهارتهاي تكميل و تنظيم و تدوين روشهاي رو به توسعه ناشي از تكامل فزاينده اين دانش براي كارگزاران و فعالان اين عرصه در كشور كه هنوز مرزهاي نويني را به تجربه ميگذارند، پوشيده نگزارده است.
همگام با اين وضعيت پربار كردن دانش برمي برپايه اخلاق و روانشناسي اجتماعي ايرانيها بيشك هدف هر نوشتاري دراين حوزه از دانش هنوز نوپيموده به شمار ميرود.
اداره كل تبليغات با رويكرد حمايت از گردآورندگان، متخصصان، فعالان و كارگزاران به دنبال تقويت و توسعه آن جنبش نرمافزاري پديد آمد، در عرصه روابطعمومي برآمده است و تلاش دارد ضمن تقدير و حمايت از مؤلفان و تدوين كنندگان اين دانستنيها موجب دلگرمي پويندگان نسل در اين راه باشد. اميد كه چنين باشد، اگر خدا خواهد.
روابط عمومي در ايران ( قرن حاضر ) قبل از پيروزي انقلاب اسلامي
در سال 1322 شمسي با تصويب هيأت وزيران ، اداره يي به نام « اداره كل انتشارات و تبليغات » تشكيل شد كه وظيفه اصلي آن بيشتر در جهت انتشارات وتبليغات درآن زمان بود. با تشكيل اين اداره به مرور امر تبليغات و ارتباطات در دستگاه هاي دولتي مورد توجه قرار گرفت.
روابط عمومي به صورت امروزي آن حدود 37 سال در ايران قدمت دارد. اولين روابط عمومي در سال 1327 شمسي از طرف شركت نفت ايران و انگليس در ايران به وجود آمد كه مركز مهم ترين تشكيلات و فعاليت هاي آن در آبادان بود و در تهران فقط يك دفتر داشت. اين شركت در توسعه فعاليت هاي خود به تدريج در ساير نقاط ايران از جمله اهواز ، مسجد سليمان ، كرمانشاه و ديگر مناطق نفت خيز اقدام به ايجاد دفاتر نمايند گي كرد. اين روابط عمومي مطابق با سليقه و فكر مؤسسين انگليسي خود" Information " ناميده شده و ترجمه فارسي آن « اطلاعات» انتخاب شده بود و از اداره هاي ارتباط با مطبوعات ، نشريات ، توليد فيلم و عكس ، تشريفات و كارگزيني تشكيل شده بود. از سال 1323 كه همزمان با ايجاد كنسرسيوم و تأثير و دخالت فكر و ايده آمريكايي در فعاليت هاي مختلف شركت نفت بود، اين بخش به " Public Relation " با ترجمه فارسي « روابط عمومي » تغيير نام داد و شامل اداره ارتباط با كاركنان و روابط عمومي شد.
بدين ترتيب شركت ملي نفت ايران به وجود آورنده اولين تشكيلات روابط عمومي درايران است . غير از اين ، از تشكيل نخستين روابط عمومي دردستگاه هاي دولتي تاريخ دقيقي در دست نيست و اصولاً روابط عمومي در بخش دولتي با نام «انتشارات » و «مطبوعات » آغاز به كار كرد. بدين ترتيب كه هر يك از مؤسسه هاي بخش دولتي در سازمان كلي خود يك دفتر انتشارت و مطبوعات داير كردند . از اين طريق چه به صورت مستقيم يعني انتشارات و چه به صورت غير مستقيم يعني از طريق مطبوعات كه آنها را نماينده افكار عمومي مي شناختند ، با مردم و ساير ارباب رجوع ارتباط بر قرار ساختند . اين روال همچنان ادامه داشت تا اين كه به موجب لايحه قانوني مصوب هشتم فروردين ماه 1343 شمسي ، وزارت اطلاعات تشيل شد و بعد از تأسيس وزارت اطلاعات در اواخر دهه چهل اين وزارتخانه به مسأله روابط عمومي اهميتي جدي داد و براي شروع ، سازمان روابط عمومي صنعت نفت با تشكيلاتي دولتي ، پس از مدتي تغييراتي كلي در روابط عمومي دولتي در وزارت اطلاعات انجام شد.
در بدو امر قسمت هايي كه در وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي به اعمال نوعي فعاليت هاي روابط- عمومي اشتغال داشتند ، دفاتر « اطلاعات وانتشارات » ناميده شدند و وزارت اطلاعات و جهانگردي پس از تصويب عنوان كلي « اداره كل اطلاعات وانتشارات و روابط عمومي »، سازماني براي روابط عمومي- هاي دولتي تدوين كرد كه بر طبق آن اداره ها بايد 9 كارمند داشته باشند . ليكن در عمل هيچ يك از وزارتخانه ها و حتي تشكيلات بزرگ دولتي اين تعداد كارمند در بخش روابط عمومي نبوده اند . در سال 1348 شمسي به پيشنهاد وزارت اطلاعات وجهانگردي و تصويب هيأت وزيران ، نام دفتر هاي اطلاعات وانتشارات دركليه وزارتخانه ها وسازمان هاي دولتي و وابسته به دولت به اداره « اطلاعات و روابط- عمومي » تغيير نام يافت.
اداره هاي روابط عمومي وزارتخانه ها و مؤسسه هاي دولتي در عين اين كه فعاليت مستقل داشتند ولي از نظر سياسي عموم فعاليت هاي خود را با يك اداره كل در وزارت اطلاعات و جهانگردي به نام شوراي اطلاعات و انتشارات روابط عمومي هماهنگ مي ساختند و رييس يا مديران كل روابط عمومي وزارتخانه ها و مؤسسه هاي دولتي با تأييد وزارت اطلاعات به اين سمت برگزيده مي شدند.
نگاهي به شرح وظايف گذشته روابط عمومي ها ، نشان مي دهد كه آنها در ارتباط مستقيم با وزارت اطلاعات و جهانگردي بوده اند. توضيح اينكه اين وزارتخانه پس از ساواك عمده ترين دستگاه اطلاعاتي كشوردر زمينه مربوط به خود بوده و به ويژه در ابعاد فرهنگي، مطبوعاتي و تغيير و تحول فكري جامعه نقش به سزايي داشته است.
از طرفي چون رژيم طبع ضد مردمي داشت ، به يك روابط عمومي با بافت ارشادي و مردمي نياز نداشت. از اين رو ، روابط عمومي دستگاه ها آيينه تمام نما و بلندگوي حقيقت و حقانيت نبوده ، بلكه تنها مجري نظريات طبقه حاكمه و برقرار كننده يك ارتباط يك جانبه بوده اند و چون اصولاً اساس حكومت بر مبناي خواسته ها و نظرات ملت نبود تا ديدگاه ها و نظرات را به مسؤولين منعكس نمايد ، لذا فقط دروغ پردازي ها و گزافه گويي هاي مسؤولين وقت را به گوش مردم مي رساندند.
طبيعي است فلسفه وجودي اسلام و حكومت اسلامي جز اين بوده و هست ، از اين جهت است كه مي بينيم جامعه امروز ما انتظار يك ارتباط دو جانبه ، قوي ، مستحكم و تبليغات توأم با ارشاد را از روابط عمومي ها دارد .
در زمينه توسعه و ترويج روابط عمومي و فعاليت هاي آن در ايران ، لازم است كه به اين نكته اشاره شود كه دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي و ايجاد رشته روابط عمومي در آن ، گام مهمي در شناخت علمي و آگاهي هر چه بيشتر اقدامات روابط عمومي به شمار مي رود. زيرا با وارد شدن فارغ- التحصيلان اين رشته به بازار كار و همچنين با دوره هاي كوتاه مدتي كه اين دانشكده براي مسوولان روابط عمومي ترتيب مي دهد ؛ كيفيت كار روابط عمومي به طور محسوس بهبود يافته است.
نوشته شده توسط sh2 | ۱۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۲۱:۳۵ | آرشيو نظرات (0)
تمام حقوق متعلق به پارسفا ميباشد |